![]() |
| |
| |
| |
| |
| هارمونی عمومی تنال ( قسمت پنجم )
قسمت اول
فواصل كنسونانت و ديسونانت
فاصله كنسونانت ( consonant ) ( نرم ، ملايم ) ، صدائي ايستا و كامل دارد ، در حاليكه ويژگي يك فاصله ديسونانت ( dissonant ) ( سخت ، ناملايم ) ، پويائي و گرايش آن به حل شدن در يك فاصله كنسونانت مي باشد . البته اين ويژگي ها ذهني بوده و بستگي به نوع موسيقي دارند ، اما دسته بندي كلي زير اهميت خود را در هارموني عمومي حفظ خواهد كرد
كنسونانت : فواصل درست ، سوم ها و ششم هاي بزرگ و كوچك ديسونانت : فواصل افزوده و كاسته ، دوم ها ، هفتم ها ، و نهم هاي بزرگ و كوچك استثناء : فاصله چهارم درست ، به تنهائي ديسونانت محسوب مي شود ، اما اگر يك فاصله سوم ، يا پنجم درست در زير آن قرار گيرد ، كنسونانت خواهد بود .
سوم هاي بزرگ و كوچك غالبا از فواصل درست كنار گذاشته شده و كنسونانت ناقص ( imperfect consonant ) خوانده مي شوند . اين امتياز كه در كنترپوان سده شانزدهم داراي اهميت مي باشد ، در هارموني سده هاي هجدهم و نوزدهم ويژگي چنداني نمي يابد . موسيقي بدون فواصل ديسونانت غالبا بي روح و يكنواخت است ، زيرا عنصر ديسونانت است كه به آن تحرك و انرژي ريتميك مي بخشد تاريخ سبك هاي موسيقي انباشته از مبحث مهم ديسونانس و روش كار آهنگسازان مختلف با آن مي باشد . تاكيد بر اينكه كيفيت اساسي ديسونانس ، نيروي تحرك آن ، و نه آنگونه كه غالبا تصور مي شود ميزان ناخوشايندي آن مي باشد ، هيچگاه كافي نخواهد بود . آنگونه كه غالبا تصور مي شود ميزان ناخوشايندي آن مي باشد ، هيچگاه كافي نخواهد بود . تريادهاي ماژور و مينور از اين نظر كه تنها از فواصل كنسونانت تشكيل شده اند ، جزو آكردهاي كنسونانت به شمار مي روند . اما تريادهاي افزوده و كاسته بدليل داشتن فواصل ديسونانت ، در رده آكردهاي ديسونانت قرار مي گيرند
ترياد هاي گام ماژور
در گام ماژور سه ترياد I ، IV و V ماژور ، سه ترياد II ، III ، و VI مينور ، و ترياد VII كاسته مي باشند . در آناليز هارمونيك معمولا هر ترياد با عدد رومي مربوط به پايه اش مشخص مي گردد . با وجود اينكه برخي از مولفين ترجيح مي دهند كه تريادهاي ماژور و افزوده را با اعداد رومي بزرگ ، و تريادهاي مينور و كاسته را با اعداد رومي كوچك نشان دهند ، در اين مقالات از اين روش استفاده نخواهد شد
چهار بخش نويسي
موسيقي سده هاي هجدهم و نوزدهم عمدتا ساختاري چهاربخشي دارند ، يعني : چهار نت در هر آكرد ، و چهار بخش ملوديك جداگانه . سه بخش نويسي موجود در آثار پيانوئي يا موسيقي مجلسي اكثرا نماينده چهار بخش مي باشند ، و تعداد ظاهرا فراوان بخش هاي يك يك قطعه اركستري نيز معمولا نتيجه دوبل شدن هاي يك هارموني اساسا چهار بخشي است . درس هارموني عمدتا اصول چهاربخش نويسي را در بر مي گيرد و در نتيجه تمرينات اين كتاب نيز در چهار بخش ( part ) يا صدا ( voice ) انجام خواهد گرفت . اصطلاح صدا الزاما بدين مفهوم نيست كه بخش ها بايد خوانده شوند ، بلكه تنها اشاره ايست به اينكه هر بخشي بايستي كيفيت ويژه يك موسيقي ملوديك سازي يا آوازي خوب را داشته باشد براي مشخص كردن بخش ها و محدوده وتي آنها ، از نامگذاري مرسوم و محدود صداهاي آوازي انسان ، يعني سوپرانو ( soprano ) ، آلتو ( Alto ) ، تنور ( tenor ) و باس استفاده خواهيم كرد
از اين محدوده ها مي توان در صورت لزوم بدون هيچ اشكالي تجاوز نمود ، اما نت هاي بسياري يا بسيار بم بايد با صرفه جويي به كار برده شوند
دوبل كردن
چون ترياد تنها داراي سه نت مي باشند ، براي نوشتن هارموني چهار بخشي به نت ديگري هم نياز خواهد بود . در مورد ترياد حالت پايه ، نت چهارم معمولا تكرار پايه در يك يا دو اكتاو بالاتر و يا حتا بطور همصدا مي باشد . اين روند را دوبل كردن ( doubling) مي ناميم . دوبل كردن پايه رايج ترين نوع آن است ، اما سوم و پنجم نيز مي تواند گاهي بجاي پايه دوبل شوند
ادامه دارد ...
flamenconews.ir
: منبع |